مطلب زير را دوست عزيزم(ميم الف )ارسال كرده اند. منبع سايت موسسه كرمانج

داوه ته کرمانجی
اسماعیل حسین پور -رئیس شورای شهر شیروان

كردهای خراسان نيز ديرينه دلدادگان و پرچمدار شكوه فرهنگی هستند كه به رغم دور بودن از كردستان، مام میهن، توانستهاند فرهنگ نياكان خود را به زيبايی بر دوش بكشند و در اين جزيره دور از دياری هم چنان به كورد بودن خود ببالند و افتخار کنند.
هر از چندی، صدای سورنا و دهل در كوه و دشت مي پيچد، ضرباهنگ قلبي با قلب ديگر هم نوا مي شود. شور، شادماني و عشق درهم تنيده است.
بوی اسپند ، سرخي سيب و انار، لبخند بر لبها، نجابت اسب عروس، هلهله و شادی مرد و زن، پير و جوان، دستهای به شوق بالا رفته تا در گرفتن انار از هم سبقت بگيرند، همه و همه يعني باز عروسی كردها ست.
علي خراساني در گفتگو با مجله «ئاواشين» چاپ انستيتوی كردی سوئد «عامل ماندگاری فرهنگ كردهای شمال خراسان را وجود عروسيهای سنتی و موسيقی كردی مي داند»
علاوه بر حفظ زبان، برخي اصالت هاي فرهنگي نيز حفظ شده اند. و اين اصالت كرد كه ريشه در ديرينگي و اشتراك باورها دارد در عروسي ها بيشتر نمايان است و اينجاست كه كردها عروسي را عزيز مي دارند و حرمت مي نهند و گاه عروسي هاي كردي سه شبانه روز به طول انجاميده است كه امروزه به 24 ساعت كاهش يافته است.
در اينجا به اختصار به آداب و رسوم در مراسم شيريني خوري و عروسي در بين كردهاي خراسان اشاره مي شود.
مراسم خواستگاری و شيرينی خوری
زندگي ايلي و قبيله اي، همراز كوه و رود بودن به كرد صميميتي شيرين بخشيده است و اين عشق ايلياتي را بي پيرايه كرده است.
زندگي در دامان طبيعت باعث شده است كه دو جوان كرد همديگر را عاشقانه دوست داشته باشند. ازدواج معمولا درون قبيله اي بوده است و جوان كرد بروز عشق را با زبان بي زبان گاه در باغ و مزرعه گاه در كنار زلالي چشمه اي گاه در پيچ و خم راه كوهستان، گاه در هنگام فرود آمدن ايل و برافراشته شدن چادر و يا در هنگام كوچيدن ايل، در قالب نگاه و لبخند به يارش رسانده است ولي حجب و حياي ايلياتي اجازه خيره سري به او نداده است.
آنگاه كه جوان زندگي را آغاز مي كردعشق به يار را چون گرانمايه شعله اي در جان زنده و پر فروغ نگه مي داشت. و به خاطر اين يار دوستي است كه در بين كردهاي خراساني به كمتر ترانه، ضرب المثل و... برمي خوريم كه مفهوم طلاق را داشته باشد
الف – خواستگاری
دختر و پسر قبلا يكديگر را ديده اند، بي آنكه چيزي بگويند خاطرخواه هم شده اند يك عشق پاك و بي ريا دردل هر دو اخگري برافروخته است.
شايد شعله برق يك نگاه و ترنم يك لبخند نوعي آري بوده است. پس خود جوان، يا از طريق دوستان و يا اعضاي خانواده پيامش را مي رسانده است. خانواده پس از گفتگو و مشورت زنها را به سمت خانه دختر مورد نظر روانه مي كردند.
زنها نزديكان خواستگار بودند. اگر منش و خلق و خو و جمال و كمال دختر را پسنديدند با ايما و اشاره و كنايه خواسته شان را بيان مي كنند.
خانواده دختر نيز پس از پرس و جو و مشورت، در صورت مساعد بودن نظر خانواده، موضوع را به اطلاع خواستگاران مي رسانند.
تاكنون زنها نقش آفرين بوده اند، زنها به راحتي مي توانستند با فرزندانشان همكلام شوند. حالا مردها به عنوان تصميم گيرنده نهايي وارد عرصه مي شوند.
در خواستگاري رسمي خانواده دختر ترتيب شامي را مي دهد برخي از نزديكان دختر نيز دعوت مي شوند. پدربزرگ، عمو، دايي و... در اولويت هستند پس از آن از طرف پسر نيز اقوام نزديكش فرا خوانده مي شوند و گفتگو بين طرفين آغاز مي شود
.
ابتدا بزرگان موضوع خواستگاري را مطرح مي كنند و يكي از بزرگان طرف دختر هم جواب مثبت مي دهد بعد به جزئيات پرداخته مي شود.
خريد جهيزيه و لوازم مورد نياز از مواري است كه درباره آن بحث مي شود. پس از تعيين وضعيت مهريه و تنظيم صورت جهيزيه دو طرف راهي شهر مي شوند و در صورت عدم وجود ملا در روستا يا در بين ايل در شهر خطبه عقد خوانده مي شود
از سوي داماد معمولا براي نزديكان عروس كه شامل برادر، دايي، خواهران مي شود هديه اي خريداري مي شود اين هديه يك جفت كفش يا يك روسري و يا پارچه و پيراهن و... است
ب - شيرينی خوری
با قطعي شدن موافقت دو طرف زمينه مراسم شيريني خوري فراهم مي شود بايد اين خبرخوش به گوش همه برسد هر چند به قول سهراب سپهري «غنچهاي مي شكوفد اهل ده باخبرند».
رساندن خبر به افراد ساير روستاها كه معمولا نسبتي هم دارند، با پيكي صورت مي گيرد و در روستا يا ميان ايل نيز در درون يك ظرف كه مي تواند سيني يا كاسه پرشيريني باشد پارچه اي قرمز رنگ بر رويش انداخته مي شود.
با به صدا درآمدن در هر خانه اي، اعضا خانه براي شركت در مراسم شيريني خوري دعوت مي شوند.
در مراسم شيريني خوري معمولا ميزبان اصلي خانواده دختر است ولي اقوام و نزديكان نيز راهي خانه داماد مي شوند. در آنجا نيز سرنا و دهل و شادماني و شوق و رقص برپاست. پس از آنكه مهمانان طرف عروسي سر رسيدند و رقص زيباي كردها آغاز شد، خانواده داماد با اقوام راهي خانه عروس مي شوند.
رقص در مسير راه تا رسيدن به خانه عروس در پيشاپيش مردم با نوازندگي هنرمندان همراه مي شود.
خوانندگان محلي، كفزدن هاي ممتد، زنان لباس اصيل كردي بر تن كرده شكوه و زيبايي خاصي به عروسي مي بخشند.
زنان نيز خوانچه (مجمع) بزرگي را بر سر دارند. در درون خوانچه كله قند، برنج، فطير نهاده مي شود و خوانچه با پارچه اي قرمز و گاه سبز و نارنجي و زرد آراسته مي شود. زنان در صفوفي زيبا و منظم به طرف خانه عروس حركت مي كنند.
اقوام دختر هم به احترام مهمانان داماد به استقبالشان مي آيند. گاه گوسفندي نيز در پيش پاي مهمانان قرباني مي شود و آنگاه همه به سمت خانه عروس حركت مي كنند. بوي اسپند و زني منقل برافروخته در دست گرفته كه آن را در درون يك سيني نهاده است جلوه خاصي به عروسي مي بخشد.
مهمانان با تبريك گفتن به پدر و مادر و خانواده عروس وارد منزل عروس مي شوند. نوازندگان هم به احترام مهمانان داماد به استقبال شان مي آيند و بلند كردن آواي دهل يعني مهماني وارد شد و انعامي از تازه وارد مي گيرد.
حالا همه در خانه عروس گرد آمده اند با چاي و شيريني پذيرايي مي شوند. پس از آن شادماني و رقص شروع مي شود.
زنان با لباسهاي كردي گاه با مردان در يك دايره و گاه در دو دايره جداگانه مي رقصند رقصي كه تنها حركت دست و پاهاست. بدون داشتن حركات دور از عفت
پ-شیر بها-قه له ند-
« قهلهند» يا شيربها، قبلا رايج بود و الان به ندرت وجود دارد. هر چند گروهي آن را مذموم مي دانند ولي اين رسم در فرهنگ از يك ديرينگي برخوردار است.
(كريستين سن) اين رسم را بسيار كهن دانسته و مي نويسد:« (در زمان ساسانيان) جواني كه مي خواست ازدواج كند بايستي به والدين عروس مبلغي پول يا نقره يا چيز ديگري پيشكش نمايد.»(3)، ( در عين حال بحث دفاع از اين رسم مطرح نيست بحث رايج بودن آن است) پولي كه به عنوان شيربها گرفته مي شد صرف خريد جهيزيه عروس و لباس دامادي مي شد.
بالاخره در شب شيريني خوري ريش سفيدان و بزرگان، خوانچه اي كه پار چه اي قرمز رويش كشيده شده بود با كنار زدن پارچه، دستمال ابريشمي را مي گشودند و پولي را كه به عنوان شيربها به طرف دختر داده مي شد را ميشمردند و بعد به پدر عروس تحويل مي دادند. پدر عروس نيز مبلغي را برمي گرداند تا گذشتي در حق دامادش كرده باشد.
دكتر محمدحسين پاپلي در اين باره مي نويسد « در سال 1358 خورشيدي بين كوچ نشينان خراسان مجموعه پولي كه براي ازدواج يك دختر از پسر مطالبه مي شد مبلغ 450000 ريال بود كه علاوه بر آن، پسر بايد چند راس دام هديه ميداد و هزينه هاي مربوط به ازدواج را نيز متقبل مي شد.
در ترانه های كردهای خراسان نیز به موضوع شيربها (قهلهند) پرداخته شده است.
سهری مهيان دهكشينم
خهوئ له خوه دهگهرينم
تا قهلهندئ ته وهههڤ گينم
افسار شتران را ميكشم
خواب را از چشمانم دور میکنم
تا شيربهايت را فراهم كنم
پس از شمارش شيربها، دو نفر از بزرگان طرف عروس و داماد در بالاي مجلس مي نشستند و پس از فرستادن صلوات بر محمد و آلش تا يكي از آنان كه داراي كبر سن و تجربه بيشتر بود، دو كله قند را در دست مي گرفت و طوري دو كله قند را بر هم مي زد كه سر دو كله قند ميشكست و در فاصله مناسب و يكساني جدا مي شدند
با شكسته شدن كل قند هلهله و شادماني و كف زدن ادامه مي يافت. نخستين كار پس از آن تكه نمودن قندها بود كه تكه هاي بزرگ بين مهمانان تقسيم مي شد و تكه اول به داماد داده مي شد.
نوك قندها را نيز به خانواده عروس و داماد مي دادند تا آن را به يادگار نگهدارند و شيريني و حلاوت آن شب پرخاطره همواره در مقابل ديدگانشان باشد.
ت - حنا بندان
يكي از جلوه هاي زيباي شيريني خوري حنابندان است. در اين زمان معمولا حنا در خانه داماد آماده مي شود و به همراه هدايايي به خانه عروس آورده مي شود.
اقوام و جمعي از دوستان عروس و داماد گردشان حلقه مي زنند. » در شب حنابندان جنب و جوش زيادي در خانه عروس به چشم مي خورد. زنان و دختران شركت كننده در مراسم با دايره زدن و آواز خواني جلوه ويژه اي به اين شب مي دهند.
در اين شب حناي فراواني آماده مي شود كه بخشي از آن را بر دست و پاي عروس مي كشند و بقيه را بين مهمانان تقسيم مي كنند.
بالاخره با اجازه بزرگ ترها، كار حنابندان دست عروس و داماد شروع مي شود. معمولا خواهر گفته «(دسته خا) دستان عروس و برادر گفته (براكه) دستهاي داماد را حنا مي بندد.»
در برخي مناطق پس از شروع حنابندان عروس دست راست خود را در حالي كه شال قرمز رنگي بر روي سرش انداخته شده بالاي سر قرار مي دهد و حاضران خصوصا زنان خانواده داماد هر يك هديه اي در كف دست او قرار مي دهند. قبلا بيشتر سكه هاي طلا و نقره بوده است.
در برخي مناطق نيز «عروس دو دستش را روي سرش مي گذاشت و بعد مقداري حنا كه قبلا آن را خمير كرده بودند در كف دستانش قرار مي دادند و براكه» وظيفه داشت حنا را از دست عروس بكشد و به جاي آن پول قرار دهد.
اين كار سه بار تكرار مي شد. اگر براكه در كف دستان عروس پول نمي گذاشت عروس دستش را مشت مي كرد و اجازه نمي داد كه براكهي داماد حنا را بر دارد
.
در طول مدت حنابندان، گروهي از زنان مشغول آوازخواني مي شوند و در اين ترانه خوانيها، گاه برتري جويي از سوي طرفين عروس و داماد به كنايه بيان مي شود. از آن پس عروس و داماد رسما نامزد يكديگرند.
ث - دوران نامزدی
حالا عروس و داماد بيدغدغه ايل و آبادي با هم صحبت مي كنند. پس از آن طرف داماد خانواده عروس را دعوت مي كنند.
عروس به رسم احترام صورت خود را مي پوشاند. چادري كه معمولا سفيد رنگ است و داماد برايش خريده است را تا آنجا پايين مي آورد كه صورتش ديده نشود.
عروس حتي گاهي تا چند ماه با پدر و برادران داماد و حتي با مادر او حرف نمي زند و به ندرت با نزديكان او سخن مي گويد.
در قديم هرگاه عروس، خانواده داماد را مي ديد سعي مي كرد با آنان روبرو نشود و در صورتي كه سوالي از او پرسيده مي شد سعي مي كرد با ايما و اشاره به سوال پاسخ دهد.
اين رسم نوعي احترام تلقي مي شد. حسن كار اين بود كه تا مدتي ستيزه جويي لفظي، سخن چيني و ... به حداقل مي رسيد و عروس همچنان مورد احترام باقي مي ماند.
اگر خانواده ميخواستند كه عروس با آنان هم سخن شود و از آنان روي نپوشاند بايد هديهاي به عروس ميدادند
اين رسم امروز در برخي روستاها رايج است و عروس حتي پس از مراسم عروسي و خانه شوهر رفتن به پدر داماد كلامي نميگويد و از او روي مي پوشاند
داماد نيز هرگاه بخواهد به نامزدي برود و بايد خواهر داماد يا يكي از نزديكان قبلا موضوع را به خانواده عروس خبر مي داد و داماد سعي مي كرد پس از گذشت پاسي از شب و به طوري كه با پدر و برادران عروس روبرو نشود در خانهاي كه قبلا برايشان فراهم شده است به نامزدي برود و در تاريكي شب قبل از سپيده صبح نيز بايد خانه عروس را ترك كند. البته گاهي داماد كم تجربه يا خيلي جوان اگر در خواب ميماند برايش عيب و ايراد بود.
در ترانه های كرمانجی به زيبايی آمده است:
ئا لا لاوكی تهره مهره
ئورغان ژه سهر بسكان تهره
رابو پيشين بوو هولئ ههره
ای جوان بی قيد و بند
حاف را روی سرت كنار رفته است
بلند شو ( و برو) ظهر شده است.
عروس و داماد در طول دوران نامزدی حق نداشتند با هم جايي بروند و كمتر اتفاق مي افتاد با هم به مهماني، سفر و.. بروند. هر قدر كه عروسي طول مي كشيد داماد موظف بود در شب چله و عيد براي عروس شب چله گی و عيدی ببرد كه معمولا پوشاك يا هديه ديگری بود.
مراسم عروسي
با سپري شدن دوران نامزدي، برداشت محصول، بازگشت ايل از قشلاق و گاهي ييلاق، معمولا بهترين زمان براي عروسيهاي كردي است
. قبل از آغاز رسمي عروسي داماد جهيزيه را خريده است. خانواده دختر نيز با دوختن تشك و لحاف و جاجيم و قالي و... جهيزيه دخترشان را آماده كرده اند. تا آغاز عروسي چيزي نمانده است.
در مراسمی مختصر و كوچك نزديكان داماد جمع مي شدند با ترتيب دادن شامي، تقسيم كار مي شود و گروهي از جوانان فرداي آن روز براي تهيه هيزم عروسي دست به كار مي شوند.
گروهي كار خبررساني را انجام مي دهند و گروهي به دنبال هماهنگي عاشق ها، امكانات پخت وپز عروسي مي روند.
عروسي معمولا يك شبانه روز است از عصر شروع مي شود و تا عصر روز بعد ادامه دارد اين ليست حسنه باعث مي شود شادماني همچنان باشد. غمها رنگ ببازند.
طولاني شدن عروسي به همراه نوازندگي هنرمندان چيره دست آبشار بلندي بود كه غبار حزن و اندوه را از لوح جانها مي زدود، و سرزندگي كردهاي دلدادهء ايل و كوه و قبيله شايد ريشه در اين شادماني هاي مداوم دارد.
حالا برنامه های عروسی به اختصار اشاره مي شود.
الف - نوازندگی عاشقها
آوای سرنا و دهل نسيم دل انگيزي است كه در پهندشت دل كردها وزيدن مي گيرد. آواي سرنا و دهل با تپش قلبها همراه مي شود.
شادي، لبخند، شادماني، يعني يك عروسي ديگر در پیش است. با شنيدن صداي موسيقي زن و مرد، پير و جوان جمع مي شوند. مهمانان از راه هاي دور و نزديك مي رسند. ميزبانان به استقبال مي روند.
نوازندگان هم مانند مراسم شيريني خوري با دهل و سرنانوازي به پيشواز مهمانان مي آيند. بوي اسپند در فضا مي پيچد. حالا مردم جمع شده اند، سر از پي سر افراشته شده است. زنان با لباس هاي رنگارنگ كه به بهار و خزان مي مانند حضور دارند.
پيرمردان با ترنم دلنشين رقص را آغاز مي كنند. معمولاً پيران آهنگ «خانها را كه نوعي آهنگ سنگين است براي رقص مناسب مي دانند.
پس از آن ميدان به جوانان سپرده مي شود و رقص تند و تندتر مي شود. سپس رقص زنها آغاز مي شود. رقص زنها بر خلاف مردان بسيار سنگين است
حركات هماهنگ زنان ملبس به پوشش کوردی، وقار و متانت و ابهت شان كه به صورت دايره وار به رقص درآمده اند تماشايي است.
گاه نيز زنان و مردان هم زمان دایرهوار به رقص مي پردازند. دختران نوعروس معمولا روپوش قرمزرنگي بر سر و صورت مي افكنند تا قابل شناسایی برای جوانان مجرد باشند، و جوانان مجرد شاید از میان دخترانی که روسری سفید رنگ دارند عشق خود را بیابند.
پ - حضور داماد
داماد مهمان 'براكه' است. او پس از آراستگي سر و صورت لباس دامادي را برتن مي كند. تعدادي از جوانان به سراغ داماد مي روند. داماد و براكه در كنار هم در ميان شادي جوانان به عروسي نزديك مي شوند.
نوازندگان به پيشواز داماد مي آيند، او نيز شاباشي به عنوان هديه مي دهد. حالا همه منتظر داماد هستند. داماد وارد صحن عروسي مي شود. با مهمانان احوالپرسي و روبوسي ميكند. پس از احوالپرسي داماد وارد معركه رقص مي شود.
دوستان و اطرافیان داماد هم رقص را آغاز مي كنند. شاباشهاي پيايي داماد توسط اطرافيان در اين شب به ياد ماندني است
معمولا در اين شب پدر و مادر، خواهر و برادران داماد در حلقه خانوادگي ميرقصند. در اينجاهدیه یا مبلغ شاباش از سوي مردان به مردان داده مي شود و یا در جیب آنان گذاشته میشود، ودر مورد زنان نیز در گوشه شال زنان يا چارقد آنان مي بندند يا با سنجاق به لباس دختر و زنان شاباش را انجام مي دهند.
پ - تورههای عروسی
حضور انبوه مردم در عروسي به نوعي باعث مي شود عاشقها(نوازندگان محلي) به اجراي ديگري در كنار موسيقي روي آورند. اجرای «توره» كه نوعي نمايش تئاتری طنزآميز است که توسط عاشقها اجرا ميشود
.
محمدرضا درويشي در اين باره مي نويسد: « توره عروسي توسط عاشق ها اجرا ميشد. عاشق ها، قديمي ترين و اصيل ترين هنرمندان شمال خراسان هستند.
متن نمايش توره حاوي طنز و انتقاد بود كه توام با موسيقي با شكل محاوره و گفتگو ميان اجراكنندگان خوانده ميشد و موسيقي نقش فضاسازي را در طول نمايش بر عهده داشت. به ندرت ممكن بود كه در توره آواز خوانده شود
توره عروسي معمولا در عروسيهاي باشكوه اجرا ميشد. زمان اجراي آن حدود نيمه شب (به عنوان تنفسي در پس رقصها) يا در ظهر روزي كه عروس به خانه داماد برده مي شد و قبل از صرف نهار بود. توره فاقد متن از پيش آماده شده بود و سرپرست گروه بنا به موقعيت مجلس و حال و هواي آن موضوعي را انتخاب و نقش هر يك از اعضا را مشخص مي كرد.
نیشهاي نهفته در طنزهاي توره بيشتر متوجه بزرگان ايل و خوانيني بود كه ثروت زياد داشتند اما خسيس بودند و به تهيدستان كمك نميكردند. به مردم زور ميگفتند و اخلاق خوب انساني و اجتماعي را به درستي رعايت نميكردند. (تنها كسي كه از گزند نیش عاشقها در امان مي ماند ايلخان بود)
اطرافيان عروس و داماد و مهمانان فراخور حال خود به اجراكنندگان توره شاباش پرداخت مي كردند.
ت - بردن لباسهای عروس
پس از حمام رفتن داماد، گروهي از اطرافيان داماد كه اكثرا زنان و دختران جوان هستند و خوانچهاي را بر سر مي گذارند كه در درونش كله قند ، برنج و... قرار دارد و لباس هاي اهدايي داماد به عروس هم با روپوش قرمز رنگي بر رويش به خانه عروس مي برند. در آنجا نيز مختصر مراسمي برگزار ميشود.
عروس معمولا در آن شب خواهر گفته را در كنار خود دارد. تا آمدن مهمانان داماد زماني باقي مانده است. خانه آراسته شده است. همه منتظرند تا مهمانان پيدايشان شود. صداي ساز و آواز كه ميآيد مهمانان از راه ميرسند. مراسم حنابندان عروس و داماد، در خانه عروس در پيش است.
ث - حنا بندان
علاوه بر شيريني خوري در مراسم عروسي نيز دست عروس و داماد حنا بسته مي شود.
عليرضا سپاهي لائين در اين باره مي نويسد:
« اين آيين در نيمه شب اجرا مي گردد كه گروهي از جوانان و دوستان داماد، به همراه چند تن از زنان حنايي را كه قبلا آماده كرده اند برداشته به خانه عروس ميروند تا آيين ويژه حنابندي را به جاي آورند. در اين مراسم دست داماد به وسيله براكه و دست و پاي عروس به وسيله «دسته خا» حنابندي ميشود و در پايان داماد بر سر عروسش نقل و شيريني و سكه مي پاشد.»
در اين شب نيز نزديكان عروس و داماد با آواز و ساز تا پايان كار حنابندان، عروس و داماد را همراهي مي كنند.
ج - كشتي گرفتن
پس از برآمدن آفتاب در صبح بعد از آغاز عروسي و در شب، مردان در ميدان روستا يا در نقطه اي نزديك به محل عروسي گرد ميآيند.
پيشكسوتان همه جمعند. باز هم آواي دهل و سرنا و آغاز كشتي است. كشتي با چوخه ديري است كه در اين منطقه اجرا مي شود.
در قديم بندي كه بر پشت كشتي گيران بسته مي شد كشني ناميده ميشد اين بند سه رنگ داشت، نمودار سه شعار پر مغز و محتوای ايرانيان باستان «گفتار نيك، كردار نيك، و پندار نيك» كه يادگار حضرت زرتشت بوده است.
قبل از صدور اسلام در منطقه دین کوردها زرتشتی بوده است.
جوانان در نهايت جوانمردي كشتي را آغاز مي كنند، هدف برد و باخت نيست هدف تمرين زندگي است، تمرين غيرت و مردانگي و جوانمردي است و جوانان آبادي و پيران سپيد موي اين را خوب مي دانند تا مراسم شيرين عروسي به صحنه كشاكش و لجاجت و برتري جويي تبديل نشود.
كسي كه نفر اول شود قند اول را به او ميدهند. در اين روز هديههايي كه ميتواند ، قوچ ، قالي و... باشد به پهلوانان مراسم داده ميشود. در زمان برگزاري مراسم كشتي زنان در حال رقص هستند.
چ - آوردن عروس
زيباترين قسمت عروسي شايد، بخش آوردن عروس از خانه پدري به خانه داماد است. معمولا در نزديكهاي ظهر و پس از رقص و كشتي به سراغ عروس ميروند.
داماد سوار بر اسب با تعدادي از جوانان به تاخت و تاز ميپردازد. مردم به سمت خانه عروس راهي ميشود. رقص زنان و مردان پيشاپيش مهمانان و جمعيت شيريني خاصي به اين مراسم ميدهد.
نوازندگان و خوانندگان خوش قريحه نيز در مسير مشغول هنرنمايي هستند.
عروس آراسته است با لباس كردي برتن، با پارچه قرمز رنگي كه بر سرش افكندهاند و سنجاقش زدهاند، عروس بايد خانه پدري را با تمام خاطراتش ترك كند.
معمولا در هنگام بردن عروس از خانه پدري رسم است كه ياران داماد شئي را از خانه عروس برميدارند كه ممكن است ليوان، قاشق يا... باشد (اين رسم در برخي نقاط ايران از جمله در بين مردم استان فارس نيز رايج است(.
قبل از بردن عروس معمولا پدر يا براكه دستمالي را كه در درون آن نان و پنير نهاده شده است بر كمر عروس مي بندد.
عبدا...مستوفي در مورد اين سنت مي نويسد:
«آقاي علي اكبر دهخدا، در يكي از چرندو پرندهاي صور اسرافيل اين كار را (نان و پنير به كمر عروس بستن) وظيفه پدرعروس نوشتهاند ولي در طبقات بالاتر اين كار را به پسر بچهاي محول مي كردند... براي بستن نان و پنير به كمر عروس چيزهايي از قبيل بردن خير و بركت به خانه داماد ذكر مي كردند
مستوفي معتقد است «چون عروس تازه از راه رسيده و از سوراخ و سمبه هاي خانه خبري ندارد پس بهتر است كه اين اول غذاي داماد را از خانه خود همراه داشته باشد تا در ضمن تشكري هم از داماد به عمل آمده باشد.»
علاوه بر موارد فوق در مورد فلسفه نان پنير به كمر بستن مي توان به اين دو مورد اشاره كرد.
نخست اين كه خانواده عروس از سر نداري و فقر دخترشان را شوهر ندادهاند و دوم اين كه بيانگر اين مفهوم باشد كه عروس از خانه پدري با يك لقمه نان ساده و پنير راهي خانه داماد شده است و غرور و تكبر و زياده خواهي را از خود دور كند و زندگي در كام خود و داماد تلخ نكند.
قبل از بيرون بردن عروس از خانه پدري بايد هديهاي به دايي داده شود تا اجازه خروج دهند. آنگاه عروس را بر اسب سوار مي كنند.
در جلوي عروس پسر بچهاي بر اسب سوار ميشود.«آنان معتقدند با اين كار نخستين فرزند عروس و داماد، پسر ميشود سپس داماد با اسب، به پيشواز عروس مي رود.»
مردم دست زنان و شادي كنان، همراه با آواي سرنا و دهل و كفهاي ممتد به طرف خانه داماد حركت مي كنند.
حالا عروس و داماد سوار بر دو اسبند. بالا بلندتر از همه پيش ميروند، مردم بر گردشان حلقه زده اند. معمولاًٌ قبل از رسيدن به خانه داماد در محلي وسيع و هموار عروس سوار بر اسب مي ماند. داماد از اسب به زير ميآيد و سيب و انار و قندهايي كه در يك سيني چيده شده است را در دست مي گيرد.
داماد انار يا سيب اول را بر مي دارد و در جيبش مي گذارد تا به عروس تقديم كند. براكه سيني پر از انار و سيب را در دست دارد. حالا داماد و براكه در كنار هم، عروس در ميانه، با فاصله اي 20 تا 30 متري سوار بر اسب ايستاده است و همه مردم آنسوتر از عروس منتظر گرفتن سيب و انار و قندهاي عروسياند.
شوق جوانان براي گرفتن سيب و انارهاي عروسي تماشايي است.چون جوانان بر این باورند؛ آنان که انار را بگیرند زودتر داماد میشوند.
ح - رسيدن عروس به منزل داماد
حالا عروس به حياط منزل داماد رسيده است. بوي اسپند، شادي مردم، دست زدن و شوق و هلهله، عروس از اسب پياده نمي شود، بايد ابتدا پدر داماد هديهاي به او بدهد. اين هديه ميتواند يك تكه زمين، يك باغ، چند راس گوسفند، گاو يا... باشد
. « به محض اينكه عروس به در حياط خانه داماد ميرسيد تشت بزرگي را محكم به زمين ميكوبيدند و عروس بايد از روي آن رد شود. پس از اينكه عروس وارد اتاق مي شود پدر و مادرشوهر به او خوش آمد ميگويند و هديهاي بزرگ به او مي بخشند.
مردم نيز پس از فرود آمدن عروس در جايي مينشينند و قبل از صرف نهار هديههايي را در قالب پول نقد، طلا و غیرو به تازه داماد هديه ميدهند
در ليستي اسم افراد و مبلغ هديه داده شده نوشته مي شود (سیاهیهء عروسی) و اين كار حداقل كمكي است كه مهمانان به دو جوان در آغاز زندگي مشتركشان مي رسانند.
سر شب پس از عروسي، خانواده داماد از خانواده عروس دعوت ميكردند و مهماناني از طرف خانواده عروس و داماد گرد ميآمدند و كفگير را به دست عروس ميدادند كه آن شب، به شب «كفگير به دست» معروف است و عروس از فرداي آن شب وارد امور خانه و خانه داري و جريان عادي زندگي مي شود.
بدين سان كردهای خراسان، زندگي را در كامشان شيرين مي كنند. تلخي ها در كام شان شهد مي شود.
كردها با رقص و شادماني، با چوب بازي در عروسي، در عين شادماني، چابكي و ورزیدگي را تمرين مي كنند.
طبيعت كتاب پر ورقي است كه كردها شايد بيشتر اين كتاب را مي شناسند و با آن خو کردهاند. اين كتاب به آنان آموخته است و پيوندشان را با روشنايهاي اخلاق، عاطفه و زندگي بيشتر كنند و كردها بدين گونه درايت ديروز و سنت هاي اصيل را بر دوش دارند که برای همیشه ناميرايند، هر چشمي بسته ميشود ديدهاي ديگر به زندگي سلام ميدهد و اينجاست كه كردها در جغرافيايي بي كسي در تراويدنند. ميمانند تا عشق غريب نماند.
پژوهشگران
1-اسماعيل حسين پور كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي
2 -علي عاقل كارشناس ارشد علوم اجتماعی
توضیح: در مورد آداب و رسوم خواستگاري از سايت «تبيان» نيز برداشت هايي صورت گرفته است.
منابع
ـ توحدي ـ كليم ا...، كرمانج (كجله) سال اول، شماره دوم، آذرماه 1380، چاپ دانشگاه فردوسي مشهد.
2- Stockholm - Avasin/korden xorasane/institga kurdi,Hej:5.19972
3ـ طبيبي ـ حشمت الله، جامعه شناسي و مردم شناسي ايلات و عشاير، انتشارات دانشگاه تهران، آذرماه 1371.
4ـ پاپلي يزدي ـ محمدحسين، كوچ نشيني در شمال خراسان، ترجمه اصغر كريمي، انتشارات استان قدس، 1371.
5ـ رشيدي ـ اكرم، آشنايي با جاذبه هاي بجنورد، روزنامه اطلاعات، 26 ارديبهشت 1383.
6ـ صادقي ـ مرتضي، ماتيكان مانه و سملقان، انتشارات مهردامون، بهمن 1383.
7ـ درويشي ـ محمدرضا، از ميان سروده ها و سكوت ها، موسسه فرهنگي ماهور، تهران 1380.
8ـ سپاهي لائين ـ عليرضا، عروسي در هزار مسجد، كرمانج (مجله) سال اول، شماره 2، آذرماه 1380، چاپ دانشگاه فردوسي مشهد.
9ـ طلوعي ـ محمود، خواندني هاي قرن، نشر گفتار، چاپ دوم، سال 1365.
10ـ رشيدي ـ اكرم، آشنايي با جاذبه هاي بجنورد،...
11ـ صادقي ـ مرتضي، ماتيكان مانه و سملقان،...
مال ئاوا
|